پرهامپرهام، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره
رهامرهام، تا این لحظه: 5 سال و 11 ماه و 24 روز سن داره
بابا محسنبابا محسن، تا این لحظه: 39 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره
مامان ریحانهمامان ریحانه، تا این لحظه: 38 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

پرهام و رهام

سینما با امیررضا

خوب پرهام قشنگم بالاخره امروز هم رسید،چقدر دوست داشتی با امیررضا بری سینما😍 خاله سارای مهربون زحمت کشید، اومد دنبالت و دوتاییتون برد سینما😍 دست عکاسش هم درد نکنه که عکس گرفت و واسم فرستاد،تا تونستم براتون این روز قشنگ ثبت کنم😍🥰💋 ...
4 بهمن 1402

اردوی یک شب در مدرسه

یک شب به یادماندنی در کنار دوستات اونم در مدرسه😍 یک برنامه عالی برای تعامل بیشتر بچه ها به مدرسه و کادر مدرسه،چقدر کارشون جالب بود واقعا😍 با اتوبوس به سالن ورزشی بردنتون کلی برنامه ها و آموزش داشتین شام دور همی همبر خوردین شب هم موقع خواب واستون فیلم گذاشتن تا ساعت دو نصف شب بیدار  بودین😍 صبحانه هم اش ،نوش جونتون پرهام قشنگم،اینجور که خودت تعریف میکردی ،خیلی بهتون خوش گذشته و حسابی با دوستات آتیش سوزوندین😍 خوشبحالتون😍🥰💋 ...
21 دی 1402

جانا

گل دختر قشنگمون ،خوش اومدی به زندگیمون😍🌸 جانا خانوم نوه‌ی دایی وحید😍🌸 آخ من به فدای صورت ماهت قشنگم😍🌸 ...
4 دی 1402

تولد ۱۱ سالگی پرهام

قلب مامان یازده ساله شدی😍💋 با وجود اینکه میگفتی امسال دیگه نمیتونین سوپرایزم کنید ،غافلگیر به توان دو شدی 😍😁 یک دفعه ای متوجه شدی میریم جزیره قشم و نمیدونستی امیررضا دوست جون جونیت هم اونجا هست😍 نگم برات وقتی امیررضا دیدی چقدر ذوق زده شدی😍 عمو فرهاد و عمو جواد و خاله سارا و خاله فاطمه و علی کوچولو تدارک تولد دیده بودن و سوپرایزت کردن قشنگم😍 عجب سفری شد برات نفسم خب بریم عکسای سفرمون ببینیم در راه همش حواست به داداش کوچولوت بود که خسته نشه و اذیت نشه😍 سوار لندی گراف رهام میگفت وااااای لولواَشتوووو آااااب (آب زیاد)😄 نگاشون کنین توروخداااا😍👇 ...
28 آذر 1402

رهام فنی

رهام نازنینم قشنگ مامان تو عاشق ابزارآلات و دستگاه جوش و ... هستی جوری که هرجا مغازه ابزارفروشی میبینی ،همونجا میخ کوب میشی😄👇 انقدر که علاقه به ابزار فروشی داری یک هزارمش هم علاقه به اسباب بازی فروشی نداری 😄😄😄 از صبح که چشمای نازت باز میکنی ،به قول خودت میری سرِ اووو(سرکار)  یعنی علاقت انقدر شدیده که گاهی اوقات نگرانت میشم😁 همیشه هم باید وسایلت دورت باشن 😁 یه چیزی که برای من و بابا جالب بود ،بیل میکانیکی تو نمایشگاه دیدی از خوشحالی جیغ میزدی و میگفتی وااااااای بیل لولواَشتووو(بیل بزرگ)😄😄😄 تو که از عکس گرفتن فراری هستی ،میرفتی می ایستادی تا ازت عکس بگیرم🤦‍♀️😄 خلاص...
24 آذر 1402